الشيخ محمد تقي بهجت
455
جامع المسائل ( فارسي )
تأمّل است . و غير اگر ازاله كرد بدون اذن به نحوى كه اگر باقى بود ارشِ نقص قيمت كمتر بود ، ضامن است آن صفت را و بر غاصب جز ارش نيست ، و بر او نيست اصلاح جامه اى كه شكافته است به رَقى يا انائى كه شكسته است به وصل و جبر با عدم اعادهء حقيقيّه . حاصل شدن زيادتى عينيّه در مغصوب به وسيلهء فعل غاصب و اگر به فعل غاصب ، زيادتى قيمت به زيادتى عينيّه در مغصوب حاصل شد مثل غرس در اشجار در زمين مغصوب غاصب مىتواند قلع و اخذ نمايد درختهاى خود را و زمين را تسليم نمايد و اگر نقصى حادث بشود به سبب غرس و قلع ، ارش را تأديه مىنمايد . فروعى راجع به رنگ كردن جامهء مغصوب ، توسط غاصب و همچنين اگر زيادتى به مثل صبغ باشد ، مىتواند ازالهء آن چه با آن ، رنگ كرده جامه را نمايد با ضمان ارشِ نقصى كه حاصل بشود در جامه ؛ و مالك مىتواند مطالبهء تخليص مال خود از مال غاصب نمايد با ضمان غاصب ، ارش مغصوب را و بدون ضمان مالك ، ارش صبغ را اگر باشد ؛ چنانچه غاصب مىتواند تخليص نمايد با ضمان ارش مغصوب براى مالك و بدون تضمين ارش آن چه با آن رنگ كرده اگر ارش داشته باشد ؛ و استحقاق هر كدام تخليص ملك خودش را از ملك غير ، اعم از استحقاق مباشرت در تخليص است . و اين در صورتى است كه آن چه با آن رنگ شده ملك غاصب بوده و قابل فصل باشد ، و گر نه در مجرد تمويه يا از ملك مالك ، بايد با اذن ازاله نمايد و بدون اذن نمىتواند ، و اگر مالك اجبار كرد بايد ازاله نمايد و ضامن ارش نقص براى مالك مىشود كه رنگ كردن بدون اذن او بوده و بايد كما كان اعاده و رد نمايد . و در عموم اين حكم به صورت تشهّى محض و ارادهء تغريم غاصب بدون غرض عقلايى شخصى ، وجهى است موافق با مأخوذيت غاصب به اشقّ . اگر يكى از مالك و غاصب ، از ديگرى طلب كرد مال مملوك او را به قيمتش ،